اولياء الله آملى

105

تاريخ رويان ( فارسى )

بادوسبان و ملك الجبال اصفهبد شروين بن رستم باوند و برادرزادهء او - پرويز صاحب لارجان - از قبل اسماعيل بن احمد پيش آمدند و حرب در پيوستند . چهل شبانروز جنگ قايم بود . عاقبت ظفر سيد را بود و سامانيان به هزيمت تا ممطير برفتند . سيد بعد از چند روز يا چند ماه در طبرستان بود . باز به گيلان شد . سامانيان ، در طبرستان به هر سال و كمتر و بيشتر ، نواب و خويشان خود مىفرستادند و به طبرستان مسلط بودند و اصفهبدان با ايشان موافق مىبودند . تا در آن [ وقت ] جماعت روسان از دريا به كشتى بيرون آمدند و در طبرستان خرابى كردند . آل سامان ، كلى ايشان را استيصال كردند . سيد الناصر مدت چهارده سال در گيلان ، به اجتهاد علوم مشغول بود و اشعار خوب دارد ، در مراثى داعى و غير آن . تا وقتى كه محمد بن صعلوك از قبل سامانيان به آمل و رويان حاكم شد . اهالى فجم و مرز « 1 » ، با تمامت ديلم و گيل ، پيش سيد رفتند . و به استخلاص طبرستان ، او را ترغيب كردند . سيد متوجه طبرستان شد و پسر خود - ابو الحسين احمد - را به رويان فرستاد به مقدمه ، تا عاملى را كه در رويان بود ، از آن سامانيان - ميهم‌نام - بيرون كرد . و سيد الناصر الكبير به كلار رفت . اصفهبد كلار ، بر او بيعت كرد و از آنجا با كوره‌شيرد « 2 » آمد . و فرداد به چالوس رفت . و پسر عم خود - السيد الحسن بن قاسم - را به مقدمه بفرستاد ، تا چالوس مستخلص كند . محمد بن صعلوك با پانزده هزار مرد به موضع بورود مصاف كرد . سيد الحسن بن قاسم مردانگى نمود و صعلوك را منهزم گردانيد . و واقعهء بورود مشهور است كه چندان خلق كشته شدند كه خون در دريا شد و با فرداد به چالوس رفت و حصار چالوس با زمين راست كرد . و سيد الناصر بعد از دو روز به آمل آمد . به سراى [ 54 ] الحسن بن زيد نزول فرمود و با خلق طريقهء عدل و انصاف پيش گرفت

--> ( 1 ) - نجم و مزور ، متن تاريخ طبرستان ج 1 ص 268 و در حاشيه : فجم و مرز . ( 2 ) - كورشيد . تاريخ طبرستان ج 1 ص 269 .